تبليغاتX
دانلود سنتر.دانلودسرا. فیلم موزیک برنامه


دانلود سنتر.دانلودسرا. فیلم موزیک برنامه

شعر و ادبیات - چت روم فارسی دانلود همه چیز فیلم موزیک برنامه کلیپ ووو

 

 

 مهرباني را بياموزيم فرصت آيينه ها در پشت در مانده ست روشني را مي شود در خانه مهمان كرد مي شود در عصر آهن آشنا تر شد سايبان از بيد مجنون روشني از عشق مي شود جشني فراهم كرد مي شود در معني يك گل شناور شد مهرباني را بياموزيم  موسم نيلوفران   در پشت در مانده ست موسم نيلوفران يعني كه باران  هست يعني يك نفر آبي ست موسم نيلوفران يعني يك نفر مي آيد از آن سوي دلتنگي

ممنون از دوست خوبم ماهک

............................................................................................................................

برای ورود به چت روم اینجا کلیک کنید

ویس چت ایران وطن

 

نوشته شده در جمعه 21 دی1386ساعت 17 توسط فوژان| |

این شعر زیبا از سروده های یکی از بهترین دوستهای منه

انقدر زیباست که دلم نیامد براتون نذارم، البته ازش اجازه نگرفتم امیدوارم راضی باشه:

میروم من نیا به دنبالم

از دست رفتن من که غصه ندارد

نه به سان موجم پر جوش خروش که مرا شریک اوج کنی باخود

نه مثال باد بهاری دلنواز و روح افزا که تورا بنوازم آرام آرام

با لطافتی درنوک انگشتان

نه شبیه خورشید تابانم که خود را گرم کنی در پرتو من

نه من شبیه به هیچ چیز آشنا نیستم

بیهوده در من ننگر اینقدر

من فقط  خود من هستم

آنکه تو دوستش نمیداری 

من مثال خودم فقط خوب میدانم

عشق بورزم به او که دوستش میدارم

من فقط به روشهای قلبم

تورا تا سر حد پرستش بزرگ میدارم

صد حیف و هزار دریغ و صد افسوس

هیچ کدامشان زیبا نیست برایت

هیچ یک احساسی نیست

که تورا مست کند به سر حد بی نهایت

این که بی وزن میرود ازکنارت

آنکه میخواست جان کند نثارت

آنکه تو اورا نمیبینی

ساده می گوییم او را نمیخواهی

این منم

این من دو حرفی

این که برایت وزنی ندارد

گاه و بی گاه از سر بی قراری

واژه هایی برایت می سراید

نه وقت تلف نکن برو

و نیا هرگز به دنبالم

چیزی ازمن باقی نمانده

مدتی است که حتی مثل خودم نیستم

.............................................................................................................

برای ورود به چت روم اینجا کلیک کنید

ویس چت ایران وطن

نوشته شده در دوشنبه 17 دی1386ساعت 20 توسط | |

 

سهراب چه زیبا می گوید:

باید امشب بروم

باید امشب چمدانی را که به اندازه پیراهن تنهایی من جا دارد

بردارم و به سمتی برم که درختان حماسی پیداست

رو به آن وسعت بی واژه که همواره مرا می خواند

یک نفر باز صدا زد: سهراب!

کفش هایم کو؟

 

نوشته شده در یکشنبه 16 دی1386ساعت 0 توسط | |


Design By : Night Skin